مکبوکها یکی از برجستهترین و محبوبترین محصولات شرکت اپل هستند که نخستین بار در سال 2006 معرفی شدند. این دستگاهها بهعنوان جایگزینی برای مدلهای قدیمیتر iBook و PowerBook طراحی شدند و از همان ابتدا توجه زیادی را به خود جلب کردند. مکبوکها با بهرهگیری از سیستمعامل macOS، طراحی شیک، صفحهنمایش با وضوح بالا، و عمر باتری فوقالعاده، تجربه کاربری خاصی را ارائه میدهند. با مطالعه تاریخچه مک بوک خواهید دانست از زمان معرفی اولیه، اپل تغییرات زیادی در طراحی و قابلیتهای مکبوکها اعمال کرده است، از جمله تغییر به پردازندههای اختصاصی M1 و M2 که انقلابی در عملکرد و بهرهوری انرژی این دستگاهها ایجاد کرده است. مکبوکها هماکنون به یکی از نمادهای قدرت و نوآوری در دنیای لپتاپها تبدیل شدهاند.
ثبت سفارش آنلاین تعمیر لپ تاپ اپل
برای تعمیر لپ تاپ اپل به شکل تخصصی، زودکمک کنار شماست. با کلیک بر لینک و یا از طریق اپلیکیشن زودکمک، می توانید درخواست تعمیر لپ تاپ اپل را به صورت آنلاین ثبت کرده و منتظر تماس همکاران ما باشید.
سرویس پذیرش و تحویل در محل دستگاه در شهرستان های تهران و کرج (رایگان) هم به شما این امکان را می دهد که بدون خروج از منزل، لپ تاپ اپل خود را توسط مجرب ترین تکنسین های تعمیرات لپ تاپ، ترمیم کرده و مجددا از آن استفاده کنید.
اولین کامپیوتر مکینتاش
حدود 40 سال قبل، پیش از آن که شعب مختلف نمایندگی مک بوک شروع به کار کنند، استیوجابز، اولین رایانه مک را معرفی کرد. ۲۴ ژانویه سال ۱۹۸۴ تاریخ تولید اولین کامپیوتر مکینتاش اپل است. روزی که می توان آن را نقطه ایجاد تحول در حوزه رایانه های شخصی و لپ تاپ در نظر گرفت.
مکینتاش، اولین کامپیوتر با رابط کاربری گرافیکی است که به تولید انبوه رسید. اولین سیستم مک، یک کامپیوتر با پردازنده ۸ مگاهرتزی سری ۶۸K موتورولا بود که به یک مانیتور ۹ اینچی مجهز شده بود.
فلاپی درایو ۳.۵ اینچی، امکان استفاده از اطلاعات بیشتر را فراهم میکرد و ۱۲۸ کیلوبایت رم، در آن زمان، حافظه خوبی محسوب میشد. رابط کاربری گرافیکی، شاهکار مکینتاش بود؛ حالا کاربران می توانستند از موس استفاده کنند.
ورود مک بوک به ادارات
یک سال بعد و در سال 1985، اگرچه هنوز نمایندگی لپ تاپ اپل تاسیس نشده بود، مک به ادارات راه پیدا کرد. مایکروسافت، دو نرم افزار ورد و اکسل را برای مک عرضه کرد و اولین پرینتر لیزری اپل و آلدوس پیج مِیکِر (که اکنون به نام ادوبی پیج میکر شناخته می شود) از راه رسیدند.
هم زمان، ویندوز ۱.۰ توسط مایکروسافت عرضه شد و این دو سیستم عامل، رقبای سرسختی برای یکدیگر شدند. هم زمان با راه پیدا کردن مک بوک به ادارات، استیو جابز از شرکت اپل رفت.
درست یک سال بعد، مکینتاش آپدیت شد تا اولین کامپیوتر مک، به یک مگابایت رم و SCSI یا واسط سیستم ریز کامپیوتر مجهز شود. SCSI یک استاندارد ارتباطی برای تجهیزات جانبی بود که امکان اتصال پرینتر، هارد دیسک های اکسترنال و ... را فراهم می کرد. مک در همین سال، به نسخه ۳.۰ ارتقا پیدا کرد.
تولید اولین لپ تاپ apple
سرانجام در سال 1989، اولین مک بوک متولد شد. SE30، مک IIc و مک IIci ، سه محصول جدیدی بودند که اپل معرفی کرد و این سرآغاز راه نمایندگی لپ تاپ اپل بود. جالب است بدانید که مک IIci، از طراحی ماژولار برخوردار بود و به پردازنده ۲۵ مگاهرتزی و یک کیس کوچک دسکتاپ مجهز شده بود تا در کنار نمایشگر رنگی اش، جذابیتی تاریخی رقم بزند. اولین مدل مک بوک هیچ شباهتی به مدل های امروزی نداشت! این لپ تاپ، ۷.۲۵ کیلوگرم وزن داشت و البته با قیمتی بالا به فروش رسید.
رقابت شدید ویندوز با مک
مک داشت به پیشرفت های خوبی دست پیدا می کرد که ویندوز ۹۵ از راه رسید و عرصه را بر نمایندگی لپ تاپ اپل تنگ کرد. مایکروسافت با همکارای پردازنده های اینتل، روزبه روز، قدرتمند تر و محبوب تر میشد.
مک داشت در مقابل ویندوز شکست میخورد و این غیر قابل انکار بود. هم زمان با بازگشت جابز، اپل بالاخره پردازنده های ۶۸ k را کنار گذاشت و کار روی نسخه ۸.۰ سیستم عامل مک را آغاز کرد. خریداری کرد و جابز پروژه مک های مشابه هم را از بین برد. نسخه ۸ سیستم عامل مک از راه رسید و کار روی «راپسودی»، نسخه اولیه مک او اس ایکس آغاز شد.
قدرت نمایی مک بوک ایر و پرو
رونق نمایندگی لپ تاپ اپل از وقتی شروع شد که مک بوک ایر و پرو عرضه شدند. در سال 2008، مک بوک ایر به عنوان یک لپ تاپ فوق العاده باریک و سبک، معرفی شد.
مک بوک پرو هم در همین سال معرفی شد و به طور پیش فرض، از پردازنده ۸ هسته ای بهره مند شد. هردو مدل، تا پایان سال بروز رسانی هایی را دریافت کردند و در سال 2009 هم نسخه ۱۳.۳ اینچی مک بوک پرو معرفی شد که بسیاری، مدت ها انتظارش را می کشیدند.
تاریخچه نمایندگی لپ تاپ اپل
امروزه نمایندگی لپ تاپ اپل در بسیاری از کشورهای جهان فعالیت رسمی دارد. مک بوک، جزو بهترین لپ تاپ های دنیاست و بسیاری از کاربران و طراحان حرفه ای، تنها از این سیستم عامل برای انجام دادن پروژه های خود استفاده می کنند.
در این شرایط، نگاهی بر تاریخچه لپ تاپ apple خالی از لطف نیست. جالب است بدانید که شرکتی که با همکاری دو همکلاسی و در یک انباری کوچک خانگی شروع به کار کرد، چطور به محبوب ترین تولید کننده سیستم های کامپیوتری با سیستم عاملی منحصربفرد تبدیل شد.
مکینتاش؛ رؤیای کامپیوتری برای میلیونها نفر
پیدایش مکینتاش در اواخر دههی ۱۹۷۰، داستانی از چشمانداز، چالش و خلاقیت بود. این پروژه با تفکرات فلسفی و غیرمتعارف جف رسکین (Jef Raskin)، یکی از مهندسان اپل آغاز شد. رسکین رؤیای ساخت کامپیوتری را در سر داشت که براساس نیازهای کاربران طراحی شود، نه محدودیتهای فناوری. ایدهی اصلی رسکین، ساخت کامپیوتری کاربرپسند و ارزانقیمت بود که برای عموم مردم قابل دسترس باشد.
این ایده، درست نقطهی مقابل کامپیوترهای پیچیده و گرانقیمتی قرار میگرفت که در بازار آن زمان به فروش میرسید. او ایدهی خود را در قالب پروژهای به نام «آنی» (Annie) آغاز کرد که هدف آن تولید کامپیوتری با قیمت ۵۰۰ دلار بود؛ پروژهای که چندی بعد به کامپیوتر مکینتاش تغییر نام داد.
دیدگاه رسکین تحتتأثیر زمینههای متنوعی بود که در آنها فعالیت داشت، از جمله موسیقی، هنرهای تجسمی و تعامل انسان و کامپیوتر. همچنین او باور داشت که کامپیوترها باید بهجای متن، از رابطهایی گرافیکی استفاده کنند.
در سال ۱۹۷۹، رسکین گزارشی داخلی در اپل با عنوان «کامپیوتری برای میلیونها نفر» نوشت و ایدههای خود را برای ساخت یک کامپیوتر عمومی توضیح داد. بااینحال، حتی در داخل اپل بسیاری به ایدههای او شک داشتند و حمایتی از پروژهاش نکردند.
استیو جابز و پروژهی مکینتاش
تا این مقطع هنوز استیو جابز علاقهی چندانی به مکینتاش نشان نمیداد. او عمیقاً درگیر اپل لیزا، پروژهی بلندپروازانهی دیگری در شرکتش بود که هدف ساخت یک کامپیوتر تجاری با رابط گرافیکی (GUI) را دنبال میکرد. اما توسعهی لیزا به دلیل هزینههای زیاد و مشکلات مدیریتی با چالشهای متعددی روبهرو شد.
سبک مدیریت تهاجمی جابز به عنوان مدیر اجرایی، سبب شد تا تنشهایی بین او و رئیس هیئت مدیره، مایک اسکات، درگیرد که در نهایت به برکناریش از تیم لیزا انجامید. پذیرش این شکست برای جابز به قدری دشوار بود که تلاش کرد قدرت نفوذ خود را دوباره اثبات کند. در این میان، توجهش ناخواسته به سمت پروژهی مکینتاش سوق یافت.
جابز توجه خود را به پروژهی نوپای رسکین معطوف کرد و با دیدگاههای خاص خود به تیم توسعه پیوست. در حالی که رسکین در ابتدا تلاش میکرد او را به دلیل نگرانی از شخصیت سلطهگرش از پروژه دور نگه دارد، جابز به سرعت کنترل پروژه را به دست گرفت. بازدید او از مرکز تحقیقات زیراکس پارک در دسامبر ۱۹۷۹ نقطهی عطفی در این مسیر بود.
در زیراکس پارک، جابز شاهد نوآوریهای پیشگامانهای مانند نمایشگرهای بیتمپ و رابطهای کاربری گرافیکی بود. هرچند ابتدا تردید داشت، اما خیلی زود به پتانسیل این فناوریها پی برد و مصمم شد تا آنها را در محصولات اپل پیادهسازی کند.
ورود جابز به پروژهی مکینتاش آن را متحول کرد. او استفاده از فناوریهای پیشرفته را دنبال میکرد؛ از جمله پردازندهی موتورولا 68K که عملکردی بسیار بهتر از تراشههای قدیمیتر ارائه میداد. با این حال، این تصمیم چالشهایی را ایجاد کرد: این پردازنده گرانقیمت بود (در ابتدا هر واحد ۵۵ دلار قیمت داشت) و تلاش مهندسی قابلتوجهی برای ادغام در یک دستگاه مقرونبهصرفه نیاز داشت. جابز با مذاکره با موتورولا موفق شد هزینهها را با افزایش تولید کاهش دهد، که نشاندهندهی توانایی او در ایجاد تعادل میان جاهطلبی و عملگرایی بود.
تیم مکینتاش با چالشهای فنی بسیاری روبرو شد تا چشمانداز خود را محقق کند. برل اسمیت، مهندس سختافزار با استعدادی که از روحیهی خلاقانهی استیو وزنیاک الهام گرفته بود، مادربوردی طراحی کرد که از تکنیکهای غیرمتعارفی برای به حداکثر رساندن عملکرد و کاهش هزینهها استفاده میکرد. برخلاف پروژهی لیزا که به روشهای استاندارد صنعتی تکیه داشت، طراحی اسمیت پر از ترفندهای خلاقانهای بود که محدودیتهای فناوری موجود را به چالش میکشید.
در همین حال، اندی هرتزفلد و بیل اتکینسون تلاشها برای توسعهی نرمافزار را رهبری میکردند. هدف آنها ایجاد یک سیستمعامل بود که بتواند در حافظهی محدود مکینتاش جای بگیرد و در عین حال تجربهی کاربری روانی ارائه دهد. این کار بهینهسازی دقیق هر خط کد را میطلبید. هرتزفلد یادآوری میکند که برای صرفهجویی در حافظهی اندک دستگاه، بارها و بارها بخشهای مختلف کد را بازنویسی کرده است.
تیم برنامهنویسی همچنین بر روی توسعهی ویژگیهای کلیدی مانند ماوس و رابط گرافیکی به شدت کار میکرد. با هدف ارائهی محصول برای بازار گستردهتر و نیز با الهامی که از کامپیوترهای مرکز تحقیقاتی زیراکس پارک گرفته بودند، نوآوریهایی مانند پنجرههای همپوشان و منوهای کشویی معرفی شدند. اما همچنان سیستمعامل پایدار نبود و رابط کاربری نیاز به آزمایشها و بهینهسازیهای گستردهای داشت.
خروج جف رسکین و تیم مکینتاش در دوران چالشها
با وجود پیشرفتها، تنشها در داخل تیم بالا گرفت. رسکین از سبک مدیریت جابز روزبهروز بیشتر ناراضی شد و سرانجام در سال ۱۹۸۱ اپل را ترک کرد. برخی از مهندسان نیز به دلیل اصرارهای کمالگرایانهی مدیرعامل، کنار گذاشته شدند. با این حال، تعهد بیپایان جابز پروژه را پیش برد. اصرار جابز بر استفاده از ۱۲۸ کیلوبایت رم سبب شد مهندسان بهطور مخفیانه، خطوط آدرس اضافی به مادربرد اضافه کنند تا سیستم قابلارتقا باشد
پیش به سوی محصولی بیهمتا
با ادامهی توسعه در سال ۱۹۸۳، هیجان در داخل اپل دربارهی محصول جدید افزایش یافت. کامپیوتر مکینتاش ترکیبی از مفاهیم پیشرفتهی رابط کاربری لیزا با قیمت مقرونبهصرفه و روحیهی خلاقانهی Applell بود. با این حال، هم در داخل و هم خارج از شرکت، این دستگاه با شک و تردیدهایی مواجه شد. منتقدان این سوال را مطرح کردند که آیا مصرفکنندگان چنین کامپیوتر متفاوتی را میپذیرند؟
فراتر از شک و شبههی منتقدان، تیم مکینتاش در داخل اپل با چالشهایی در زمینهی نمایشگر دستگاه مواجه بود. نمایشگر ۹ اینچی سیاه و سفید، نتیجهی توازن میان اندازه و هزینه بود. اما ارائهی گرافیکهای واضح در این نمایشگر کوچک نیاز به تفکر خلاقانه داشت.
اتکینسون که روی روالهای گرافیکی کار میکرد، الگوریتمهای بهینهای توسعه داد که توانایی نمایش اشکال و فونتهای صاف و دقیق را داشتند و از فضای محدود نمایشگر به بهترین شکل استفاده میکردند.
با نزدیک شدن به تاریخ عرضه، تیم با یک مشکل بحرانی در زمینهی قابلیت اطمینان بوردهای مدار مواجه شد. در یک لحظهی خلاقانه که یادآور روزهای ابتدایی کامپیوترها بود، مشخص شد که بالا بردن و سپس انداختن آرام دستگاه مکینتاش میتواند تراشههای شل را دوباره در جای خود قرار داده و به طور موقت مشکل را حل کند. هرچند این روش اصلاً ایدهآل نبود، اما به عنوان یک روش عیبیابی غیررسمی شناخته شد و خلاقیت و چالشهای پیش روی طراحان اولیهی این کامپیوتر را برجسته میکرد.